این دست و آن دست نکن!

خیلی‌وقتا ما تو زندگیمون می‌خوایم کارایی رو انجام بدیم، ولی از روی ترس از این که آسیب بخوریم انجامشون نمی‌دیم! خب تا حدی این طبیعیه و لازم! ولی فقط تا چه حد؟ آیا همیشه باید دست روی دست گذاشت که نکنه اقدام من برای فلان کار، یا فلان حرف یا هر اقدام دیگه‌ای باعث بشه ضرر کنم یا موقعیتمو از دست بدم؟
پیشنهاد می‌کنم با یه دید از آخر به اول به این قضیه نگاه کنید:
تصور کنید برای انجام یک کار مثلا یک مذاکره‌ی کاری، بعد از بررسی به این نتیجه رسیده‌اید که این موقعیت کاری ریسک قابل قبولی دارد. در بسیاری مواقع ترسی بی‌مورد در ما باعث می‌شود این ریسک قابل قبول و منطقی را نپذیریم. پیشنهادی که می‌کنم اینه که خودتونو آخر کار تصور کنید و به نتایج محتمل‌ترش فکر کنید.
در موارد دیگه‌ی زندگیمون هم این قضیه همچنان وجود داره. مثلا بهترین مثال برای وقتیه که کسی رو دوس دارین و می‌ترسین بهش بگین این قضیه رو! ولی بهتره این مطلبو در نظر بگیرین که با نگفتن این قضیه به دلبرتون و بیشتر از حد اندازه به تاخیر انداختن بیانش پیش اون قضیه بهتر نمی‌شه! دیگه وقت این قضیه که برسه یه «نه» شنیدن بهتر از حسرت‌به‌دل‌موندن برای شنیدن جوابه.
به قول یه بزرگی:

آدما معمولا حسرت کارهایی رو می‌خورن که انجام ندادن، تا کارهایی که انجامش دادن.