رمان پیشنهادی: برادران سیسترز

مثل بعضی دفعات قبل باز هم پیشنهاد کتاب (رمان) دارم براتون. این بار یه رمان. البته اگه پیشنهادم رو خوندین و دوست نداشتین باید بدونین که طبیعیه. به هر حال سلیقه همیشه دخیله. گرچه بعضی معتقدن که سلیقه حاصل سواد، تربیت حسی و… هم است.

دوستم حمید چند وقت پیش یه رمان بهم پیش‌نهاد کرد به اسم برادران سیسترز از پاتریک دویت. اسم برادران سیسترز نظرمو جلب کرد. و با ترجمه‌ی پیمان خاکسار خریدمش. فوری نه ولی درنهایت شروع کردم به خوندن. رمان از همون ابتدا جذاب بود. البته نه تا اون حدی که شدید منو بگیره. البته من خیلی رمان و داستان وسترن هم نخونده بودم قبل این. پس این‌طور نبود که خیلی بخوام از قبل با فضا آشنا باشم و جذب شم. ولی خیلی بهتر از یه کار که قبلا نخوندم تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. رمان تا آخرای کار برام جالب بود ولی آخرای کار خیلی خیلی برام جذاب‌تر شد. داستان به مرور زمان بهتر می‌شه.

نکته‌ی جالب در مورد این رمان فهمیدم. پاتریک دویت از شهرهایی به‌عنوان مکان‌های داستانش استفاده کرده مثل اُرگون و یا کالیفرنیا. و نکته‌ی جالب اینه که نویسنده توی این شهرها زندگی کرده. دلیل جذابیت این مطلب اینه که نویسنده با فضای شهرهایی کار کرده که باهاشون آشناست. این مطلب خیلی می‌تونه کمک کنه که فضای بهتری رو از نویسنده شاهد باشیم.

در کل خوندن این کتاب رو بهتون توصیه می‌کنم. یکم بعضی از جاهای کتاب برام ابهام داشت، که نمی‌دونم مشکل ترجمه است یا سان‌سور (مگه داریم؟) ولی در کل باز هم کتاب با این ترجمه قابل قبول و تحسین‌برانگیز بود.

یه فیلم هم با همین نام ازش ساخته‌شده یا داره ساخته می‌شه که تریلرش هم در یوتیوب هست و امیدوارم بتونیم ببینیم.

پی‌نوشت:‌

  1. وبلاگ دوستم که با همه‌چی مخالفه دیگه آپدیت نمی‌شه. پس تعجب نکنید اگه چیزی نبود.
  2. نظراتتون مثل همیشه باعث خوشحالیم خواهند بود.

معرفی کتاب «فقط برای تفریح»

بارها آشناها و غریبه‌هایی به من کتاب‌هایی معرفی کردن. معرفی کتاب در حدی که  باعث شدن چندبرابر بیشتر توی کاری پیشرفت کنم یا مسیر رو اشتباه نرم. من هم لازم دیدم کتابی رو خوندم و کلی باعث تغییر در من شد رو بهتون معرفی کنم. اینجوری شاید بتونم تا حدی هر چند کم برای دیگران مفید باشم. اصلا شاید اون‌ها هم همین کتاب‌ها رو به بقیه معرفی کنن. در پست دیگه‌ای کتاب یادگیری آماری رو معرفی کردم این بار فرم دیگه‌ای از کتاب که برای خیلی جالب اومد رو معرفی می‌کنم.
اول بگم من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم زندگی‌نامه‌ها چیزای جذابی باشن. ولی با خوندن کتاب «فقط برای تفریح» نظرم عوض شد. این کتاب زندگی‌نامه خالق لینوکس «لینوس توروالدز» هست که خودش به همراه دیوید دیاموند نوشته، به عبارتی اتوبیوگرافیشه. من بعد از خوندن کمی از کتاب به شدت جذبش شدم که کامل بخونمش و فکر می‌کنم خیلی خیلی خیلی راضیم از این‌که کتاب رو خوندم.
اسم اصلی کتاب «Just for Fun: The Story of an Accidental Revolutionary» هست که می‌تونین توی GoodReads یا توی Amazon ببینینش. ترجمه خیلی خوبی از کتاب هم از جادی هست که می‌تونید توی linuxStory.ir بخونینش و سعی کنید اگه دوست داشتین پروژه رو دونیت هم کنید. دونیت رو از این لحاظ می‌گم که برای یه کتاب خوب اگه رایگان هم نباشه ارزششو داره پول بدیم. بماند این‌که این کتاب برای ترجمه‌اش زحمت زیادی کشیده شده.
کتاب به سه بخش کلی تقسیم شده:

  1.  بخش اول:‌ تولد یک نرد، که داستان کودکی لینوس تروالدز رو شامل می‌شه
  2. بخش دوم: تولد یک سیستم عامل، (داستان توسعه‌ی لینوکس قاعدتا)
  3. بخش سوم: فرش قرمز، شکوفایی لینوکس و بعضی مطالب دیگر

هر سه بخش جذابیت‌های خاص خودشونو دارن. مخصوصا بخش سوم یعنی فرش قرمز که باعث شد معرفی کتاب براش ارزشمندتره بشه و می‌شه گفت برای خیلی از کسایی که خوندن این بخش خیلی جذاب اومد.

این کتاب و مخصوصا فصلای آخرش به شدت ایده‌های خوبی به من داد. امیدوارم برای شما هم جالب و مفید باشه :)‌

یک توصیه برای علاقه‌مندان هوش‌مصنوعی: یادگیری آماری

ترم پیش یه درسی داشتیم به اسم فنون آماری با خانم دکتر امین‌غفاری. این درس به‌نظرم از معدود درس‌هاییه که بشه گفت تو دوران تحصیلم مفیده بود. لااقل از جهت ایده‌هایی که بهم داد. موضوع این درس در یک کلام مبحث یادگیری آماری بود، که در واقع بستری آماری از همون مبحث یادگیری ماشینه که توی اون ابزارهای بستری خوبی برای پیداکردن توابع پیشگو در یادگیری‌های باناظر و بدون ناظره. ابزارهایی که توی مباحث یادگیری ماشین مثلا بینایی ماشین، تشخیص صدا، پرازش سیگنال و… کاربرد اساسی دارن. منبعی که برای این درس خوندیم و من هم بهتون توصیه می‌کنم  کتاب Statistical Learning نوشته‌ی Trevor Hastie. Robert Tibshirani. Jerome Friedman بود.

 لازم می‌دونم بگم نویسنده‌ی اول این کتاب که اسمش Hastie هست با اون «هستی» که تو فارسی داریم که اسم خانمه فرق می‌کنه و اینجا اسم یه آقاست در استنفورد. چون اول تصور می‌کردم یه خانمه. نمی‌دونم چرا :).

در آخر اگر به هوش‌مصنوعی و یا به‌طور خاص به یادگیری ماشین علاقه‌مندید بهتون توصیه می‌کنم این مبحث آماریو پی‌گیری کنید. لااقل ایده‌گرفتن ازش هم می‌تونه جالب باشه.
نظراتون باعث خوشحالیم خواهد بود :).